
من افتخار داشتم در جشن تولد 70 سالگی استاد محمد نوری شرکت کنم. یه مهمونی خانوادگی که من توش گم بودم. اولین باری بود که استاد رو میدیدم و رفتم برای عرض ادب و معرفی خودم به استاد. بهشون گفتم که چقدر صداشونو دوست دارم و چه افتخاریه که امشب حضوری تولدشونو تبریک بگم.
از من شغلمو پرسیدن و وقتی شنیدن معلم هستم ، و معلم زبان هستم خیلی ذوق زده شدن ... علتش رو نفهمیدم تا اینکه خودشون گفتن:
"میدونی من هم مثه تو معلم زبان انگلیسی بودم و همچنین لیسانس ادبیات انگلیسی؟ و هنوزم افتخار میکنم که یه معلمم؟"
(من که اون موقع هنوز فوقم رو تموم نکرده بودم و در سرم سودای دکتری زبان.... کلی بخودم مغرور و مفتخر شدم!!!!)
بعدش میدونید چی شد؟
استاد نوری منو کنار خودشون نشوندن و با صدای بلند به مهمانان گفتن:
"شما نمیتونین قدر واقعی این معلم رو بدونید... " و رو به من: " خودت مهم نیست کی هستی و چی هستی ... ولی معلمی افتخاریه که نصیب هر کسی نمیشه"
و من ،شرمنده...مغرور و مفتخر....
و تا آخر مهمانی به تناوب از معلمی اش و خاطراتش برای من میگفتن...
به اصرار میهمانان چند آواز از جمله جان مریم را بدون ارکستر و موزیک برای جمع خواندند. و چه لذتی داشت در تمام این مدت کنار ایشان نشسته بودم و لذت میبردم. حجم بالای صدای استاد و وسعت آن به قدری بود که علاوه بر دلهای شنوندگان ، شیشه ها را هم میلرزاند.
روحش شاد
نظرات ()