دوره های آموزش زبان انگلیسی از طریق پیامک SMS Learning
در زیر نام دوره های مختلف آموزشی با این متدآمده است. برای توضیح بیشتر و نحوه ی ثبت نام روی نام دوره ی دلخواه کلیک کنید.برای دریافت اطلاعات ازطریق پیام کوتاه و دریافت نمونه از هر دوره کافیست فقط یکی از کدهای زیر را به شماره ی ما ارسال کنید و همینطور برای دریافت منوی کامل از طریق اس ام اس یک پیامک با متن "منو" یا "menu" به 30001421 ارسال کنید.
قصد ندارم این وبلاگو تبدیل کنم به یه وبلاگ ورزشی اونم از نوع فوتبالیش. ولی از طرفی مطالعه و فراگیری واژگان این مطلب رو به همه ی دوستان بخصوص داوطلبان آیلتس جنرال General Training Ielts پیشنهاد میکنم:
دیشب (شنبه 22 خرداد 89) ساعت 23 مسابقه ی فوتبال آمریکا و انگلیس (England Vs USA) رو دیدین ؟ همه چیز خوب پیش می رفت و انگلیس بازی رو 1 بر صفر جلو بود. همونطور که من دلم میخواست و آمار بازی هم نشون میده، انگلیس تیم برتر میدون بوده:
- شوت به دروازه (Shots on goal): انگلیس 18 به 13
- ضربه ی کرنر (Corner kicks): انگلیس 8 به 4
- مالکیت توپ (Possession) : انگلیس 54% به 46%
تا اینکه این آقای گرین (دروازه بان کم تجربه ی تیم انگلیس) روی یه اشتباه خنده دار گل اول رو از امریکا دریافت کرد... گزارش کاملتر رو ازاینجا پیگیری فرمایید:
- I was chained to oar during the last holidays.
"به شدت کار کردن"
توضیح : در قدیم برده هارا در درون کشتی ها به پارو می بستند تا مجبور شوند به شدت کار کنند
- I have to wake up with Lark every week day.
صبح زود از خواب بیدار شدن
توضیح: چکاوک پرنده ایست که قبل از طلوع آفتاب می خواند و در اینجا کنایه است از خیلی زود بیدار شدن
- The conference is regarded as a turning point in their relation.
نقطه ی عطف
- We go to see our grandpa once in a blue moon.
خیلی دیر به دیر
- She really didn't want to go to the party, but when she told her boyfriend why, he didn't believe the reason she gave. He said she was just giving him a lame excuse.
بهانه ی بی منطق
- He didn't want to hurt her by refusing to come to the party, so he told her a little white lie. He said he had a previous commitment for the same time as the dance.
دروغ مصلحت آمیز
- She just knew something had happened to her cat when it didn't come home that night. She said she felt it in her bones.
به دلش افتاده بود
- "Can you believe she turned him down when he asked her for a date?" "Whoa, get a load of that kind of snobby attitude," the two women whispered to each other.
خدا زیاد کنه
- She can't hear you over the motor, so she will have to lip read.
لب خوانی کردن
- He will eventually come around to our point of view and see the light about the whole affair.
دوزاریش افتاد... اومد توی باغ
- بازدید کننده ی گرامی! تمام مطالب این وبلاگ تالیفی است و از منبع اصلی آن یعنی وبسایت خانه ی آیلتس ایران اقتباس گردیده است. نقل مطالب مشروط بر امانتداری و ذکر منبع بلامانع میباشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------